در هم ورهم
همه چیز داریم و هیچی نداریم
چه کسي خواهد ديد
مردنم را بی تو
گاه می اندیشم خبر مرگ مرا
با تو چه کس میگوید
آن زمان که خبر مرگ مرا می شنوی
روی خندان تو را کاش می دیدم
شانه بالازدنت را (بی قید ) و تکان دادن دستت
که مهم نیست زیاد و تکان دادن سر
چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد
می توانی تو به من زندگانی بخشی
یا بگیری از من آنچه را می بخشی
نوشته شده توسط زهرا
| لینک ثابت |

